Sunday , December 8 2019
Home / Politics / پیش زمینه ای برای ایجاد گروه فشار و گروه لابی برای افغانستان
afghanistan

پیش زمینه ای برای ایجاد گروه فشار و گروه لابی برای افغانستان

نویسنده: همایون تاچ

امیل زولا، بنیان گذار مکتب ادبی ناتورالیسم، درست یک صد و چهل سال قبل گفته بود: « قرن ما قرن تحول است. از گذشته منفوری بیرون آمده ایم و به سوی آینده ناشناخته ای روانیم!»

از آغاز تراژیدی جاری در افغانستان بیشتر از چهار دهه می گذرد. بحران و جنگ زمینه ساز دگرگونی های غیرقابل پیش بینی در کشور و زندگی افغانها شده است.

این تراژیدی می رود که نیم قرنه شود!

به صدها هزار افغان شهید، مجروح و معیوب گردیده اند. ملیونها هموطن افغان در سرتاسر جهان مهاجر و سرگردان شده اند. در نتیجه جنگ، ساختار های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور تخریب، و فرهنگ و دستاوردهای فرهنگی آسیب های جبران ناپذیری را متحمل گردیده اند.

در این چهار دهه قدرت سیاسی چند بار دست به دست گشت؛ رژیم های ایدیولوژیک و افراطی چپ و راست، اسلام گرایان بنیادگرا، تا مدعیان دموکراسی در افغانستان تجربه حکومت داری را به آزمایش گرفتند. ابرقدرت ها با استفاده از ارتش های مجهز با پیشرفته ترین تکنالوژی جنگی، با اشغال افغانستان درگیر فعالیت های نظامی و جنگی شدند. افغانستان به آزمایشگاه سلاحهای تازه تولید شده و به مرکز کشتارگاه انسان افغان تبدیل گردید.

با تاسف، در پایان این چهار دهه غم انگیز نه تنها تا هنوز پایان جنگ دیده نمی‌شود و امنیت تامین نگردیده است، بلکه فعالیت های هراس افکنی و کشتار افغانان هنوز ادامه دارد. ایتلاف کشور های ضد تروریسم به رهبری ایالات متحده امریکا و ناتو به رغم اعزام حدود صد و چهل هزار نظامی و میلیارد ها دالر نه تنها در شکست کامل تروریسم عاجز مانده اند، بلکه دیده می شود ادامه وضعیت جاری با منافع و اهداف استراتژیک ابر قدرت ها و خرده قدرت های منطقه یی همسویی پیدا می کند.

حکومت های افغانستان در هجده سال گذشته، بخصوص در سالهای نخست حاکمیت جدید بعد از سرکوب طالبان، توانمندی آن را نداشتند، و یا نخواستند از فرصت های ایجاد شده، در جهت تامین صلح دایمی، امنیت و رشد اقتصادی کشور بهره برداری کنند.

در پایان دو دهه حضور جامعه جهانی در افغانستان، کشور از لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در وضعیت بحرانی قرار دارد. فرار سرمایه، بیکاری، فقر، گرانی کالا و خدمات، مهاجرت های اجباری، پراکندگی سیاسی، نبود جنبش واحد آگاه و هدفمند سیاسی، انقطاب های گوناگون اجتماعی، چون قومی، زبانی، محلی، مذهبی جامعه را به شدت چند قطبی ساخته است. با تاسف روشن فکران، که آگاه ترین گروه اجتماعی جامعه بشمار می آیند، از ادای رسالت روشن گری خود در جهت مصالح و منافع ملی کشور کنار مانده و شمار زیادی از آنها دچار بیماری مزمن وضعیت حاکم سیاسی- اجتماعی کشور گردیده اند.

کثرت کشور های شامل ایتلاف بین المللی درگیر در قضیه افغانستان، بعلاوه کشور های منطقه و تقابل منافع آنها دستیابی به راه حل مشکل جنگ و صلح را در افغانستان دشوار ساخته است.

طالبان، بمثابه عمده ترین گروه رقیب در برابر حاکمیت فعلی، بدون درنظرداشت دیدگاه ایدیالوژیک، پیشینه همکاری با القاعده و ادامه فعالیت های دهشت افکنی ( تروریستی) به ابزار معامله و کسب امتیاز میان رقیب های قدرتمند درگیر در افغانستان تبدیل شده اند.

برنامه صلح که از جانب ایالات متحده امریکا پیش برده می شود، بنابر تقابل منافع حامیان ادامه بحران در افغانستان تاکنون به نتیجه مطلوب و طرف قناعت جوانب درگیر قضیه نرسیده است.

کشورها، نهادها، و گروههایی که از ادامه وضعیت جاری در افغانستان بهره می برند، به شکلی از اشکال در برابر تلاشها در جهت تامین صلح در افغانستان موانع ایجاد می کنند.

مرکز های قدرت در داخل، بشمول احزاب سیاسی و حکومت افغانستان نتوانسته اند در برابر برنامه صلح برای افغانستان به اجماع واحدی برسند. همین طور اجماع بین المللی نیز بنابر تفاوت دیدگاه ها و منافع در افغانستان زیاد امیدوارکننده به نظر نمی رسد.

یکی از مشکلات اساسی و محوری وضعیت جاری، بی اعتمادی کلی و خودمحوری میان حلقه های حاکمیت و مردم، بشمول احزاب سیاسی، نهادهای جامعه مدنی و سایر گروه‌های اجتماعی است. افغانستان از نبود یک محور و یا مرکز غیروابسته و فعال سیاسی که توانایی ارایه راهکارهای منطقی و انسجام نیرو های وطندوست را داشته باشد رنج می برد.

مبرهن است، همان طوری که عوامل بیرونی در ایجاد و حفظ وضعیت نامساعد کنونی نقش اصلی و اساسی داشتند، به یقین این عوامل در رفع مشکلات و تامین صلح و امنیت در افغانستان می توانند نقش تعیین کننده ایفا کنند. به هدف جلب توجه و علاقه مندی کشورها و مرکز های قدرت در زمینه سازی برای آوردن صلح و ثبات در افغانستان، و وادار ساختن آن مرکز های قدرت که در ادامه وضعیت جاری منافع خود را می بینند، به بازنگری در پالیسی های شان در این رابطه، باید کار تشدیدی توضیحی و اقناعی در سطوح مختلف و استفاده از امکانات گوناگون صورت گیرد. این گوناگونی می توانند ایجاد مرکز فشار، ایجاد گروه لابی، مرکز های فکر و… باشند.

روشنفکران چه کرده می توانند؟

شمار قابل توجهی از اندیشمندان، متفکران و سیاستمداران، کارشناسان و نظریه پردازان افغان که از توانایی های خلاقی و آفرینندگی برخوردارند هر از گاهی وضعیت نامطلوب جاری کشور را واقعگرایانه تحلیل و ارزیابی می کنند و طرح های روشن و عملی در بیرون رفت از وضعیت دشوار و پیچیده کنونی ارایه می دارند.

شمار قابل توجهی از این انسانهای خلاق و اندیشمند در خارج از وطن، در شرایط مهاجرت اجباری قرار دارند. شوربختانه شرایط زندگی کمترین زمینه فعالیت و ایفای نقش فعال در اثرگذاری در سرنوشت کشور برای شان به جا نگذاشته است.

وضعیت در افغانستان روز تا روز پیچیده تر شده می رود. ادامه کشتار افغانها، بشمول نظامیان و افراد ملکی، سالمندان، زنان و کودکان، اقتصاد ورشکسته و ناسالم، فقر، بیکاری، رشد چشمگیر جرایم، بشمول گروگان گیری، دزدی، قتل، اعتیاد به مواد مخدر، تصویر روشنی است از زندگی روزمره در افغانستان. فساد، زورگویی، بحران اداره، هکذا، شعله ور ساختن انواع گوناگون تفرقه های قومی، زبانی، مذهبی، سمتی وغیره، علاوه بر شدت گرفتن عملیات دهشت افکنی و فعالیت های مخالفان مسلح حاکمیت ( طالبان، داعش و گروههای تروریستی فرستاده شده از پاکستان) زندگی را بر افغانها تلخ تر ساخته می رود.

با دریغ حضور بالفعل جامعه جهانی و سرازیر شدن میلیارد ها دالر در هجده سال گذشته نه وضعیت امنیتی را بهبود بخشید و نه رشد اقتصادی به بار آورد. به دور از واقعیت نخواهد بود اگر گفته شود که عامل بسیاری از ناهنجاری ها و وضعیت نامطلوب جاری در کشور روش های نادرست دنبال کردن اهداف کشور های درگیر در قضیه افغانستان اند.

بی تفاوتی در برابر آنچه در کشور می گذرد شایسته یک انسان آگاه و وطندوست نیست.

یکی از راهکارهای موثر در جهت آوردن صلح و ایجاد اجماع بین المللی در راستا منافع مشترک، و همچنین رسانیدن به موقع واقعیت های جامعه افغانی و جلب همکاری نهاد ها، موسسات بین المللی و کشورهای ذی نفع در افغانستان ایجاد و راه اندازی گروه های لابی، فشار ، و تماس است. این گروه ها زمانی می توانند موثر واقع گردند که از نظر اندیشه و روش همسویی و هماهنگی وجود داشته باشد. ایجاد اتاق (مرکز) فکر می تواند زمینه ساز باشد.

اهداف اتاق فکر:

– تحلیل و ارزیابی رویدادهای جاری کشور،

– رده بندی اولویت های موضوعات قابل بررسی و بحث مانند، صلح، فساد، جمع آوری سلاح، تامین امنیت، جلب پشتیبانی جامعه بین المللی در امر انکشاف و سرمایه گذاری، و   …

– اجماع نظر در تهیه و ارایه طرح های واقعبینانه در رفع مشکلات کشور.

– ایجاد هماهنگی در کارزار های سیاسی فردی و جمعی افغانها در داخل و در خارج از کشور.

– تهیه مشی واحد حل مشکل افغانستان در مسایل کلی، به طور مثال مسایلی که منافع ملی کشور را متاثر می سازند.

– تلاش در جهت ایجاد گروه فشار و مرکز لابی گری همسو با مسایل صلح، امنیت و رشد اقتصادی افغانستان. تبلیغ، توضیح و جلب امنیت جامعه جهانی از مشی واحد گروه فشار، و ان بخشی از سیاست‌های حاکمیت سیاسی افغانستان که در تقابل با قوانین نافذه کشور، مخصوصا قانون اساسی افغانستان، و در کل منافع ملی کشور نباشند.

Check Also

Afghan Waters: When resources become a threat

It was famously said that vision in absence of resources is a hallucination. In Afghanistan’s ...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *